نمی بازم به بی رنگی به کوه و معبر سنگی
به پاییز و غروب عصر دلتنگی
نمی بازم
نمی سازم من خاکی / سرایی با دل شاکی
تو دنیایی که خالی /مونده از پاکی نمی سازم
اگر باید
ببازم من به چشمای تو می بازم


که باختم من
اگر باید بسازم کلبه ی عشق و تو دستای تو می سازم
که ساختم من
اگر باید
ببازم من به گرمای نفسهای تو می بازمکه باختم من
اگر باید بسازم پیکر عشق و تو دنیای تو می سازم
که ساختم من


نیازم را بده پاسخ که دلگیرم
اسیر وسوسه های نفس گیرم
نگاهم کردی و بستی به زنجیرم
نگیر از من نگاهت رو که می میرم!
اگر باید ببازم من به چشمای تو می بازم
که باختم من


( محمد شاه علی )
+ تــاریـخ شنبه دوم دی 1391 ساعـت 15:37 به قـلـم بهاره |